X
تبلیغات
تكنولوژيست هاى جراحى ٩١ دانشگاه تهران

تكنولوژيست هاى جراحى ٩١ دانشگاه تهران


    آرشیو    
اسفند 1392
بهمن 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392

    پیوندها    
سیستم اتوماسیون تغذیه دانشگاه
علوم پزشکی تهران

    نویسندگان    
The Writers
Nazanin
Zeinab
Samane

تولد تولد ...

پنجشنبه چهاردهم آذر 1392

    تولد    ....     تولد  .....  تولدت مبارک .....

"  تو این پست تبریک میگیم تولد هر کسی رو که بهش ارادت داریم و دوسش داریم  ....  حتی تولد خودمونو به خودمون !!! خخخخخ "

ادامه مطلب | Zeinab


خاطرات بیمارستانی ما تکنولوژیست ها!

شنبه سی ام شهریور 1392
بچه ها تو این پست انواع خاطراتتونو از بدو ورود به بیمارستان محل آموزشتون برامون بنویسید،

تا همه با هم از خاطرات شادتون لذت ببریم،از خاطرات آموزندتون چیز یاد بگیریم و از خاطرات ناراحت کنندتون...

سعی کنید جنبه ی مکالمه ای این پستو حفظ کنید(نظرتونو راجع به خاطرات همدیگه بگید).

شروع ۶ مهر ماه ١٣٩٢ !!!

( لطفا کامنت هاتونو بدون ذکر نام بیمارستان بذارید و اگه از تاریخ روز بیمارستان رفتنتون گذشت،تاریخ روز بیمارستانو بذارید.)

ادامه مطلب | Zeinab


جمله های تأمل برانگیز

جمعه بیست و نهم شهریور 1392

تو این پست جملات قشنگ و تأمل بر انگیزتونو بذارید.

مثل اس ام اسای خوشگل خوشگل ادبی

و رمانتیک....

ادامه مطلب | Zeinab


....توجه... توجه....

چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392

.
.."برای دیدن مطالب قدیمی تر به آرشیو ماهانه بالای صفحه رجوع کنید"...
ادامه مطلب | Samane


اعتراف کنید

یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392


بچه ها توی این پست هرکسی یه اعتراف از زندگیشو بنویسه،

اعتراف می کنم که ......

اعتراف کنیییییییییییییییییید!!!!!!!

ادامه مطلب | Samane


خنده

جمعه چهارم مرداد 1392

بچه ها لطیفه های خنده دارتون رو اینجا بنویسید تا با هم بخندیم.

ادامه مطلب | Samane


خاطره

چهارشنبه دوم مرداد 1392
هرکسی توی دوران تحصیل و کلا هرجایی یه سری سوتی ها و شیطنتایی داشته، این پست واسه سوتی های شما تعریف شده،
پس اونا رو با ما درمیون بذارید...
ادامه مطلب | Nazanin


هرچه میخواهد دل تنگت بگو

جمعه سوم خرداد 1392

بچه ها اگه حرفی دارید که ربطی به هیچ کدوم از مطالب دیگه نداره یا سوالی دارید در این قسمت بگید

ادامه مطلب | Nazanin


اطلاعیه ١۴:

سه شنبه ششم اسفند 1392
سلام بچه ها.امروز کلی این در و اون در زدم (به سه جا زنگیدم) اما هیچکس جوابگوی برگزاری یا عدم برگزاری کلاس ساعت ٨ تا ١٠ فردا نبود!

مجبوریم اینطور که معلومه بیایم ساعت ٨.

من فردا قبل از ٨ میرم با خود استاد مهرانی صحبت میکنم ببینم تکلیف چیه. شما نزدیکای ساعت ٨ ، تو حیات جلوی سالن آناتومی منتظر خبرای بعدی من باشید که اگه احیانا جای جدیدی واسه کلاس مشخص شد با تماس گرفتن با یکیتون بتونم به همه اطلاع رسانی کنم.

نرید توی سالن چون قرار اینه که اونجا یه کلاس دیگه تو اون تایم احتمالا برگزار شه.


ادامه مطلب | Zeinab


اطلاعیه ١٣:

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392
سلاااام.

با توجه به مکالمه ی حضوری ای که ظهر دیروز با خانم لطفی مسئول فعلی کلاس ها داشتم و با توجه به مکالمه ی تلفنی ای که صبح امروز، با جناب آقای مهرانی جهت کسب اطمینان از صحت قضیه و هماهنگی با خود استاد داشتم ؛

کلاس فوریت های صبح فردا که ساعت ٨ تا ١٠ و تو تالار گروه آناتومی بود به علت مشکلاتی (که الان حوصله ندارم بتایپم) کنسله....(البته فقط فردا اینطوریه ها!!!)

یعنی فردا از ساعت ١٠ کلاس هامون شروع میشه...

لطفا اطلاع رسانی کنید....

ادامه مطلب | Zeinab


اطلاعیه 12:

شنبه بیست و ششم بهمن 1392
بسیار مهم                بسیار بسیار بسیار بسیاااااااااااااااااااااااار مهم

توجه توجه توجه

 اگر قرار باشه من خبری درمورد کلاسا، دانشگاه یا هرچیزی به شماها بدم یا توی وبلاگ مینویسم و یا با شماره همیشگی 1029...-0936 که همتون دارید مطلعتون میکنم. پس توجه کنید که اگر هرشماره ای جز این بهتون SMS بده و با نام نوروزی خودش رو معرفی کنه، من نیستم.

ادامه مطلب | Zeinab


شعر

پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392

بچه ها شعر واقعا قشنگیه حوصله کنید و بخونیدش پشیمون نمیشید، کلیپش با صدای خود خواننده ش توی اینترنت هست تونستید دانلودش کنید.

صدای ناز می آید.
صدای کودک پرواز می آید.
صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد.
معلم در کلاس درس حاضر شد.
یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد بر پا.
همه بر پا،چه بر پایی شده بر پا.
معلم نشعتی دارد، معلم علم را در قلب می کارد، معلم گفته ها دارد.
یکی از بچه های آن کلاس درس گفتا بچه ها بر جا.
معلم گفت:فرزندم بفرما جان من بنشین، چه درسی، فارسی داریم؟
کتاب فارسی بردار؛ آب و آب را دیگر نمی خوانیم.
بزن یک صفحه از این زندگانی را.

ورق ها یک به یک رو شد.
معلم گفت فرزندم ببین بابا؛ بخوان بابا؛ بدان بابا؛
عزیزم این یکی بابا؛ پسر جان آن یکی بابا؛ همه صفحه پر از بابا؛
ندارد فرق این بابا و آن بابا؛
بگو آب و بگو بابا؛ بگو نان و بگو بابا
اگر بخشش کنی "با" می شود با "با"
اگر نصفش کنی "با" می شود با "با"

تمام بچه ها ساکت،نفس ها حبس در سینه و قلبی همچو آیینه،
یکی از بچه های کوچه بن بست، که میزش جای آخر هست، و همچو نی فقط نا داشت؛ به قلبش یک معما داشت؛
سوال از درس بابا داشت.
نگاهش سوخته از درد، لبانش زرد، ندارد گویا همدرد.
فقط نا داشت...
به انگشت اشاره او، سوال از درس بابا داشت.
سوال از درس بابای زمان دارد. تو گویی درس هایی بر زبان دارد.
صدای کودک اندیشه می آید. صدای بیستون،فرهاد یا شیرین،صدای تیشه می آید.
صدای شیر ها از بیشه می آید.
معلم گفت فرزندم سؤالت چیست؟
بگفتا آن پسر آقا اجازه این یکی بابا و آن بابا یکی هستند؟
معلم گفت آری جان من بابا همان باباست.
پسر آهی کشید و اشک او در چشم پیدا شد.
معلم گفت فرزندم بیا اینجا، چرا اشکت روان گشته؟
پسر با بغض گفت این درس را دیگر نمی خوانم.
معلم گفت فرزندم، چرا جانم، مگر این درس سنگین است؟
پسر با گریه گفت این درس رنگین است.
دو تا بابا، یکی بابا؟
تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟
چرا بابای من نالان و غمگین است؟ ولی بابای آرش شاد و خوشحال است؟
تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟
چرا بابای آرش میوه از یازار می گیرد؟ چرا فرزند خود را سخت در آغوش می گیرد؟
ولی بابای من هر دم زغال از کار می گیرد؟
چرا بابا مرا یک دم به آغوشش نمی گیرد؟
چرا بابای آرش صورتش قرمز ولی بابای من تار است؟
چرا بابای آرش بچه هایش را همیشه دوست می دارد؟
ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر به زور و ظلم می کارد؟
تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟
چرا بابا مرا یک دم نمی بوسد؟ چرا بابای من هر روز می پوسد؟
چرا در خانه ی آرش گل و زیتون فراوان است؟
ولی در خانه ی ما اشک و خون دل به جریان است؟
تو می گویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟
چرا بابای من با زندگی قهر است؟

معلم صورتش زرد و لبانش خشک گردیدیند.
به روی گونه اش اشکی ز دل برخواست.
چو گوهر روی دفتر ریخت.
معلم روی دفتر عشق را می ریخت.
و یک "بابا" ز اشک آن معلم پاک شد از دفتر مشقش.
بگفتا دانش آموزان بس است دیگر؛ یکی بابا در این درس است و آن بابای دیگر نیست.
پاک کن را بگیرید ای عزیزانم،
یکی را پاک کردند و معلم گفت جای آن یکی بابا، خدا را در ورق بنویس...

و خواند آن روز، "خدا بابا"
تمام بچه ها گفتند، "خدا بابا"
                                                                                              پور عباس

ادامه مطلب | Samane


حروف مختلف زبان فارسی

دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم :
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ


این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

 

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!

ادامه مطلب | Samane


اطلاعیه 11:

شنبه نوزدهم بهمن 1392
با سلام خدمت دوستای عزیزم...

طبق تلاش ها و دوندگی های طاقت فرسای من و دوست عزیزم نازنین:

امروز با استاد مهرانی ملاقاتی داشتیم و ایشون شروع کلاس هارو از ۲۶م اعلام کردند.

هنوز لیست بیمارستان ها آماده نیست و استاد مهرانی گفتند که اگه بیمارستانها مشخص بشه تا اواسط هفته جاری روی برد دانشکده (همون ساختمونی که سر کوچه شفیعیه با نام دانشکده بهداشت ابوریحان) زده میشه البته شاید!!!

البته جایی برای نگرانی نیست چون ایشون گفتند بیمارستانها بعد از شروع کلاسها یعنی احتمالا حتی بعد از ۲۶ام شروع میشن و مسلما اون موقع دیگه همه دانشگاه هستید و خودتون حضوری از اوضاع بیمارستان و تهیه نامه معرفی با خبر میشید.

من تا اواسط هفته اگر موفق به دریافت ایمیل گروه بندی بیمارستان ها از مسئول این کار بشم حتما اونو توی وبلاگ براتون میذارم.

خواهشا دیگه استرس شروع کلاسهارو نداشته باشید . نازنین شاهد مکالمات من با استاد مهرانی بود.

جالب اینه که تازه امروز تو برنامه ای که دست آقای حبیبی بود متوجه ی تغییر کلاس هامون شدم.

البته کلاسها همچنان تو محوطه ی پورسینا برگزار میشه .و تقریبا همشون در حوالی مرکز زبان هستند و شما مرکز زبان رو پیدا کنید راحت تر به کلاس ها میرسید.

توجه کنید:

روش احیای قلبی-ریوی :تالار گروه آناتومی

تاریخ اسلام :کلاس ۳ داروسازی

ارتوپدی :کلاس ۲ داروسازی

اعصاب :تالار گروه آناتومی

بهداشت روان :تالار گروه آناتومی

فوریت ها و اصطلاحات :تالار گروه آناتومی

زبان اختصاصی: تالار گروه آناتومی

آشنایی با بیماریهای داخلی:تالار گروه بافت

-در ضمن درباره ی مشکلی که تو اعتراض به درس گوارش و غدد بود ، با خانم لطفی ،مسئول دایره ی امتحانات صحبت کردم و ایشون گفتند با اینکه مشکل از سایت بوده اما چون نمره ثبت نهایی شده هیچ کاری نمیشه کرد!!!

-جا داره یادآور شم که در این راه من و نازی دو الی سه بار تا مرز سررر خوردن روی برف جلوی چشم مردم رفتیم !!!!{ ریا نباشه چنین آدمای فداکاری ما هستیم... }

*به علت نبود تایییست عزیزمون سمانه، من و نازی نصف نصف تایییدن رو متقبل شدیم!!!واقعا کمبود سمانه حس شد!!!

تا آخر هفته منتظر خبرهای جدید باشید و لطفا هماهنگ با من عمل کنید...مرسی از همکاری هایی که تا الان داشتید...

ادامه مطلب | Zeinab


شعر

دوشنبه هفتم بهمن 1392

مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

مگسی را کشتم

ادامه مطلب | Samane


اطلاعیه 10:

یکشنبه ششم بهمن 1392
با سلام به شما دوستای عزیزم

درباره مشکلی که توی انتخاب واحد پیش اومده بود با پیگیری هایی که صورت گرفت مشکل توسط جناب آقای حبیبی حل شد.

یعنی از الان شما می تونید ۲۰ واحد بردارید و مشکل درس زبان تخصصی هم حل شده و درس تکنولوژی جراحی اعصاب و ارتوپد هم به ترتیب از ساعت ۱۰ تا ۱۲ کلاس ارتوپد و ۱۳ تا ۱۵ کلاس اعصابه و زمان کلاس روش احیای قلبی ریوی که تئوریه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ شنبه هاست.

مکان همه کلاس های تئوری ما با توجه به برنامه ای که در آموزش بود تالار شماره ۲ در خود دانشگاه مادر میباشد.

فوریت ها هشت هفته اول و اصطلاحات هشت هفته دوم و ۸ تا ۱۰ چهارشنبه ها هستن.

زمان شروع قطعی کارآموزی بیمارستان ها از ۲۶ بهمنه.(با توجه به گفته استاد مهرانی) بیمارستان هرکدوم از بچه ها هم تا حدود ۲۳ بهمن به دستم میرسه و تا قبل از ۲۵ام توی وبلاگ می زارم به همه اطلاع رسانی کنید.

در واقع شروع قطعی ترم ما از همون هفته بیمارستانه و با کارآموزی شروع میشه.

با تشکر از تایپیست عزیز (سمانه عزیزم )                              امضا: نماینده خانم!!!!

ادامه مطلب | The Writers


خواهشا توجه کنید :

جمعه بیست و نهم آذر 1392

بعد از این هر گونه نظری که در پست های غیر مرتبط گذاشته شود ، ثبت نهایی نخواهد شد .

پس از این تمامی نظرات غیر مرتبط به پست های ثابت فوقانی را در پست ثابت زیر قرار دهید .و برای بازدید از وب به نظرات پست های ثابت توجه کنید تا جنبه ی مکالمه ای وب حفظ شود.

لازم به ذکر است که برای حفظ احترام خوانندگان عزیز ،پست های غیر مرتبطی که تا این تاریخ گذاشته و قبلا ثبت نهایی شده اند را حذف نکردیم. با تشکر

           "هرچه میخواهد دل تنگت بگو


ادامه مطلب | Zeinab


فانتزیام

شنبه شانزدهم آذر 1392
آخرین ورژن فانتزیام اینه که ﺍﻓﻘﻮ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻢ و همینجوری الکی ﺗﻮﺵ ﻣﺤﻮ ﺷﻢ …
 
 یکی از فانتزیام اینه که یه شب بارونی ببینم دارن یه دختره رو اذیت میکنن منم برسم بهشونو دخل تک تکشونو بیارم !

بعد دختره رو از رو زمین بلند کنم و کتمو دربیارم بدم تنش کنه …
بعد سرشو بیاره بالا تو چشام نگاه کنه و بگه میشه اسمتو بدونم ؟ بعد من از توی کتم یه سیگار دربیارم روشن کنم ،
بعد یه پوک عمیق بگیرمو یه لبخند ملیح بزنمو دودشو بزنم تو صورتش ، بعد دود که رفت کنار من غیب شده باشم و اونم یهو بیفته رو زمینو سرشو بیاره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه خدااااااااااااا
 
یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود …

‏یکی ازفانتزی های دانشگاهیم اینه که با بچه ها یه برنامه بزاریم نمره ها که اومد بریم تو افق محو بشیم !

‏یکی دیگه از فانتزیام اینه که متاهل بشم حسرت دوره ی مجردیمو بخورم و بسوزمو بسازم …

یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز دوستت دارمممم … بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق !

‏یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : لطفا حاشیه نرو دکتر !
‏بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم : فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم ؟

یکی از فانتزیام اینه که یکی بخواد به یکی دیگه شلیک کنه بعد من داد بزنم نننننههههههههه و خودمو بندازم جلوی گلوله ، بعد خون بپاشه از قلبم بیرون و مردم دورم جمع بشن با گریه بهم افتخار کنن ؛ از اون طرف کارگردان داد بزنه کات اقا کات بازم خراب کردین اهههههه …

‏یکی از فانتزیام اینه که بچه هام یه دو قلوی پسر و دختر بشن ! بعد اسم دوتاشونو بذارم “رها” … بعد وقتی که دعواشون میشه بزنن تو سر و کله ی هم ، منم داد بزنم بگم : رها ، رهارو رها کن !

‏یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … !
‏انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!!

‏یکی دیگه از فانتزیام اینه :
‏سوار یه پیکان تاکسی بشم ، یه تراول ۵۰ تومنی تا نخورده رو بدم به راننده …
‏راننده بگه آقا یه نفرید ؟؟؟
منم یه کم مکث کنم و با یه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …
‏بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنم !
‏راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … آقا ، بقیه پولتون !!!
‏منم کُتمو بندازم رو دوشمو بی توجه به راننده تو تاریکیا محو بشم

یکی از فانتزیام اینه یه روز یه دختر داشته باشم …
به دخترم پول تو جیبی نمیدم، تا یواش از پشت سرم بیاد
دستاشو حلقه کنه دور گردنم، موهاشم بخوره تو صورتم
در ِ گوشم پچ پچ کنه
بگه بابایی بهم پول میدی ؟
داریم با بچه ها میریم بیرون …
موهاشو بزنم کنار .
ماچش کنم ،
بگم برو از جیبم وردار بابایی
به خاطر دخترم هم که شده ، یه روزی بابا میشم و بعدشم تو افق محو!

ادامه مطلب | Samane


دانشجو

شنبه شانزدهم آذر 1392

بچه ها روز دانشجو مبااااااااااااارک

        

ادامه مطلب | Nazanin


گریپ فروت

جمعه پانزدهم آذر 1392

پیرو حرف های استاد فارماکولوژیمون یه اطلاعاتی از گریپ فروت پیدا کردم

بخونید بد نیست.....



گريپ‌فروت، ميوه‌ای توپر، خوش‌طعم و مغذی است كه اگرچه در تمام طول سال در بازار وجود دارد ولی فصل آن از دی ماه تا اردیبهشت است. گریپ فروت رسیده ترش و شیرین و کمی‌ تلخ است، طعمی‌كه در سال‌‌های اخیر طرفداران زیادی پیدا كرده است. آیا شما هم این طعم را امتحان کرده‌اید؟...

گریپ فروت منبع غنی ویتامین C و B1 می‌باشد. پوست گریپ‌فروت دارای مقدار زیادی پکتین است. مهم‌ترین ترکیبات شیمیایی گریپ‌فروت ناری گین، لیموئین، سسکی ترپین، آلدئید، ژرانیول و کادینین است.

ارزش تغذیه‌ای

نصف گریپ‌فروت، افزون بر 50 درصد مقدار مجاز خوراكی توصیه شده ویتامین Cرا در بردارد. همچنین 325 گرم پتاسیم، 25 میكروگرم فولات، 40 میلی‌گرم كلسیم و یک میلی‌گرم آهن دارد. انواع سرخ و صورتی میوه یاد شده سرشار از بتاكاروتن است كه بدن، آن را به ویتامین A تبدیل می‌سازد.

یك فنجان حاوی گریپ‌فروت شیرین نشده

(بدون شكر) به مقدار 95 میلی‌گرم ویتامین C و بیش از 150 درصد مقدار مجاز خوراكی توصیه شده (R DA) دارد.

گریپ فروت سرشار از پكتین (الیاف گیاهی حل شدنی)‌ است كه به كاهش كلسترول خون كمك می‌كند. گریپ‌فروت‌‌های سرخ وصورتی، سرشار از لیكوپن هستند. بررسی شش ساله دانشگاه‌‌هاروارد كه توسط 48000 پزشك و سایر كارشناسان بهداشت صورت گرفت، حكایت از آن داشته است كه مصرف هفته‌ای 10 وعده مواد غذایی سرشار از لیكوپن، سبب كاهش 50 درصدی سرطان پروستات می‌شود.

از دیگر مواد گیاهی موجود در گریپ فروت، می‌توان از اسیدفنولیك نام برد كه مانع تشكیل نیتروزامین، مواد سرطان‌زا، بالیموندیدترپن و مونوترپن می‌شود. ماده مذكور موجب تولید آنزیم‌‌هایی می‌شود كه در جلوگیری از پیدایش سرطان اثر دارند بیوفلاونوییدها مواد دیگری هستند كه از عملكرد هورمون‌‌هایی كه باعث رشد غده (تومور) می‌شود، جلوگیری می‌كنند.


ادامه داره...........

ادامه مطلب | Nazanin